اجتماعی
کد مطلب: 81651
10:00
16 مهر 1398

به مناسبت زادروز شاعر طبیعت سهراب سپهری

بیرون کشیدن شعر از آغوش سیاست و تعهد و مبارزه

ایمان معمار

زیست آنلاین: عمده تلاش های محیط زیست گرایان برای ارتقاء وضعیت محیط زیستی عموما از سه زاویه زیبایی شناختی، علمی و اجتماعی صورت می گیرد. سهراب سپهری آشتی را بین شعر و طبیعت زمانی برقرار کرد که شعر در آغوش "تعهد و سیاست و مبارزه" خفته بود.

 آنها که از حیثیت علم به محیط زیست می پردازند از علومی چون زیست شناسی و شیمی و سایر علوم طبیعی بهره گرفته و نسبت به برهم خوردن نظام اکوسیستم زمین هشدار داده و برای مثال تاثیر آلودگی را بر انسان ها و سایر جانداران زمین مورد بررسی قرار می دهند. 
 این رویکرد به طبیعت، زاده عصر صنعتی شدن و عیان شدن معضلات زیست محیطی است و وجود آن در عصر ماقبل مدرنیته بی معناست.

آن ها که حیثیت اجتماعی محیط زیست را می نگرند از دستگاه های نظری مستقر در  علوم اجتماعی و یا ارزش های بشری برای پیشبرد هدفشان استفاده می کنند و  دغدغه شان نه تاثیر زیان بار مثلا آلودگی بر انسان و سایر جانداران بلکه تاثیر نابرابر و ناعادلانه  این آلودگی بر جوامع است. در مثال قبلی، در حقیقت اعتراض اصلی نه به "تولید آلودگی" بلکه به "توزیع آلودگی" است. این دسته نیز همانند گروه قبلی جز در عصر حاضر امکان حضور نداشته است و نمی توانسته قبل از سده نوزدهم میلادی و پیدایش و کشف نابرابری های زیست محیطی به وجود بیاید.

اما دسته سوم  که قدیمی ترین گروهی هستند که در طول تاریخ به اهمیت طبیعت پرداخته است، گروهی اند که طبیعت را از بعد زیبایی شناسی آن  بررسی کرده و بر دوش هنر سوارند.
 اگر بخواهیم همان مثال آلودگی را ادامه دهیم، برای این گروه اینکه یک آلودگی چه گونه تولید یا توزیع می شود اهمیتی ندارد، بلکه آنچه مهم است این است که هرنوع آلودگی می تواند منظر بصری طبیعت را آشفته کند و به همین علت باید با  آن مقابله شود حتی اگر ضرر آن در حد  "گِل کردن آب زلال" نهری کوچک  باشد.

در طول تاریخ، این بعد از طبیعت گرائی خود را در هنر و در مورد ایران به خصوص در شعر و ادبیات متجلی کرده است. اشعار منوچهری دامغانی و یا توصیفات فردوسی از زیبایی های طبیعت نمونه های اعلای این نگاه اند."گفتمان شاعرانه طبیعت"  از بدو شکل گیری با عرفان و معنویت گره خورده و مستند به روایت های دینی متن مقدس قرآن از تشبیه طبیعت به آیت خداست.
 اما این نگاه به طبیعت وحشی و دست نخورده به مرور و با ورود مدرنیته به ایران کاملا فرونشست. دلیل اصلی آن دگرگون شدن عناصر معنایی بود که در آن صنعت و حتی آلودگی نماد پیشرفت و خردورزی و تعقل، و طبیعت دست نخورده و بکر یادآور عقب افتادگی و بدویت ایرانیان بود. این امر با شروع مشروطه و شکل گرفتن ادبیات سیاسی تشدید هم شده و تقریبا پرداختن به وجوه زیبایی شناسی طبیعت کاملا به فراموشی سپرده شد.
از آنجا که هنر زاده ثبات است، ناپایداری های شدید سیاسی و فروپاشی اقتصادی به همراه تحولات اجتماعی حد فاصل مشروطه تا پایان جنگ جهانی دوم ، اساسا مجال رشد و گسترش هنر به معنای عام آن و پرداختن به ابعاد زیباشناسانه طبیعت در شعر را  به معنی خاص این یادداشت نمی داد  تا اینکه به مرور و با رشد شاخص های اقتصادی و ثبات نسبی سیاسی پهلوی دوم این جریان شروع به شکفتن بر بستر تاریخی خود نمود و در این بین سهراب بدون شک تاثیرگذارترین در نوع خود بود.
 اما تفاوتی اساس در پرداختن به وجوه رمانتیک طبیعت در این زمان با اشعار قرن های پیش وجود دارد و آن تجربه کردن  شهرنشینی به معنای مدرن آن و عوارض تبعی اش همچون آلودگی و ترافیک است.  در حقیقت سهراب به قاعده شاعران رمانتیک قرن هفدهم و هجدهم میلادی، زیبایی جزئی ترین عناصر طبیعت را نه مستقلا بلکه بعد از تجربه شهرنشینی اینگونه خیره کننده توصیف می کند و آشنایی زدائی های مکرر او از پدیده ها و جانوران طبیعی از همین نکته ظریف نشات می گیرد. تنها از نظر یک انسان زیسته در شهر مدرن است که کرکس و گل شبدر هم به همان اندازه اسب و لاله قرمز به غایت زیبایند وگرنه برای انسان های ماقبل مدرنییته جذابیت طبیعت وابسته به زیبایی تاریخی و کارکردشان در خدمت انسان بوده است.

سهراب بعد از فترتی تاریخی " صدای پر بلدرچین را،‌رنگ های شکم هوبره را، اثر پای بز کوهی" را دوباره به شعر فارسی برگرداند و مخاطب شعر فارسی را بعد از مدت ها به دنبال این فرستاد که "ریواس کجا می روید،‌ کبک کی می خواند،‌ باز کی می میرد" و او این آشتی را بین شعر و طبیعت زمانی برقرار کرد که شعر در آغوش "تعهد و سیاست و مبارزه" خفته بود.

بپذیریم یا نه زیبایی های بصری طبیعت  قدیمی ترین محرک افکار عمومی برای حفظ محیط زیست اند و اولین محافظان محیط زیست در جهان امروز نیز از همین گرایش برخاسته اند. برخلاف نظر  گفتمان چپ امروز، برجسته شدن ابعاد رمانتیک محیط زیست و طبیعت در شعرشاعران نه یک سانتی مانتالیسم ادبی بلکه فربه کردن ریشه دارترین، اصیل ترین و  جذاب ترین جریان حفاظت ازمحیط زیست است.

همرسانی
لینک کوتاه:



برچسب ها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.