اجتماعی
کد مطلب: 82225
17:02
14 بهمن 1398

درباره پروانه شکار، اماها و اگرها!

زیست آنلاین: انتشار فیلمی از شکارچیان روس که گویا با پروانه های قانونی در حال شکارند، باعث گفت و گو ی تکراری و همیشگی درباره ممنوعیت یا تسهیل شکار محدود و قانونی شده است.

به طور خلاصه طرفداران شکار قانونی معتقدند از قبل وجوهات دریافتی که  بابت پروانه یا توریسم شکار با قیمت های بسیار بالا و عموما به گردشگران خارجی فروخته می شود و دایره شمول آن هم حیواناتی هستند که به هیچ وجه خطر انقراض آن ها را تهدید نمی کند، می توان نسبت به تجهیز مناطق حفاظت شده و استخدام محیط بانان بیشتر یا استفاده از ظرفیت مردم بومی برای مشارکت در امر حفاظت اقدام نمود. از نظر آنان غریزه شکار غیر قابل مهار است و سرکوب آن جز پنهانی کردن و زیرزمینی کردن آن راه به جایی نمی برد و دوما اینکه حتی اگر شرایط مثل امروز که  حاکمیت  برای مصارف ضروری مردمانش نیز دچار کمبود بودجه است، نبود بازهم می شد به جای دراز کردن کاسه گدائی به این نهاد  و آن نهاد برای رسیدگی به مناطق حیات وحش، مازاد حیات وحش را به توریست شکارچی فروخت و درآمد را صرف توسعه  کمی و کیفی همان مناطق کرد.

از طرف دیگر مخالفان معتقدند که اولا آمار دقیقی از آنچه مازاد حیات وحش پنداشته می شود وجود ندارد، دوما قرار نیست شکارچیان همیشه به پروانه شکار خود و حیواناتی که مجاز به شکارشان هستند متعهد بمانند سوما که وقتی قبح شکار با مجوز شکسته شد آن گاه نمی توان جلوی بی مجوزهای معمولا بومی و محلی را صرفا به این دلیل که پول خرید پروانه را ندارند گرفت و در نهایت اینکه  در بوروکراسی غلتیده به فساد ممکن است فردا روزی تعداد پروانه های شکار از ظرفیت احیای حیات وحش فراتر برود و یا بازار سیاه و رانت و مفاسد دیگری که سایر دستگاه های اداری به آن دچار هستند، شکل بگیرد. 

آن چه در زیر می خوانید استدلالات مهدی نبیان و ناصر کرمی در این باره و به عنوان مشتی نمونه  خروار است:

مهدی نبیان کارشناس حیات وحش :

برای۴۵۰راس از۴۱منطقه، پروانه شکار صادر شده؛ به عبارتی برای ۲۳۵ منطقه هیچ پروانه ای صادر نشده؛ با عنایت به آمار حدود ۱۳۰هزار راسی حیات وحش قابل شکار،اگر ۱٪هم حدمجاز بهره برداری در نظر بگیریم(نرم جهانی بیش از۴٪است) یعنی باید حداقل۱۳۰۰پروانه شکار صادر میشد.

اگر آمار ۱۳۰هزار راسی حیات وحش قابل شکار در مناطق چهارگانه را قبول نکنیم و با فرض بسیار بدبینانه تعداد واقعی را حتی نصف آن یعنی ۶۵هزار راس در نظر بگیریم، باز باید دست کم ۶۵۰ پروانه شکار (معادل۱٪ جمعیت) صادر میشد، در حالی که ۴۵۰ پروانه صادر شده است.

یا باید ۸۰۰۰محیطبان باحق تیر و چالش درگیری با شکارچیان مستقر کرد یا باید با حفاظت مشارکتی با پذیرش شکار قانونی و ایجاد منافع مادی و معنوی برای ذینفعان بومی و غیر بومی اقدام نمود تا بسترها برای سایر بهره برداریها با اولویت گردشگری پایدار به تدریج فراهم شود.

ادامه شرایط کنونی که حاصل ممنوعیت، جرایم سنگین و بگیر و ببند است و منجر به کشته شدن صدها هموطن محیطبان و شکارچی شده، مردود است. حفاظت مشارکتی تنها راه پیش روست. راه پیموده توسط سایر کشورها و تجربه موفق قرقهای اختصاصی یزد به اندازه کافی گویا نیست؟

معتقدم اساتیدی که مخالف صدور پروانه شکار هستند مدتهاست که از کلاسهای درس دور نشده اند، هر متخصص حیات وحش با سابقه کار میدانی (نه صرفا مطالعاتی) و هر محیطبانی که  می‌شناسم همه موافق این مدل حفاظتی هستند، لطفا نظرات خود را با همه کارشناسان حیات وحش جمع نبندید.


ناصر کرمی اقلیم شناس :

شلیک روسها به شقیقه طبیعت ایران؟

دوستان متعددی این فیلم را برای من فرستاده اند تا در باره آن بنویسم. میگویند این فیلم شکارچیانی روس را نشان میدهد که همین ماه اخیر به ایران آمده و‌ به شکار پرداخته اند. توسط شرکتی که مدیر مشهور و پر حاشیه ای دارد. با این وجود فیلم به زمان یا مکان مشخصی ارجاع نمی دهد و بنابراین نمی توان صحت گزاره مذکور را تایید کرد. به هر رو، نظر من در باره شکار همان است که مکرر گفته ام: ما نه آمار دقیقی از شمار حیات وحش هیچ زیستگاهی داریم و نه هیچ تضمین مستندی که نشان بدهد هیچ زیستگاهی افزون بر ظرفیت جمعیت وحش دارد. مضاف بر آنکه توان کنترل تالی فساد برانگیز شکارچی مجوزدار و شهری مجوزدار در برابر شکارچی بی مجوز و محلی بی مجوز را نداریم. بنابراین عجالتا صدور پروانه شکار در ایران باید ممنوع باشد. این داستانهایی که در باره تقویت اقتصاد محلی با توریسم شکار و مضاعف سازی امکانات حفاظتی از این طریق گفته می شود داستان های قشنگی است اما قطعا الان وقت گفتنش نیست. جوک بی مزه ای است که وسط یک مجلس ختم تعریف می شود. بی خیال لطفا./ساحت زیست

همرسانی
لینک کوتاه:



برچسب ها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.