اجتماعی
کد مطلب: 81708
11:00
29 مهر 1398

آب، این عروس هزار داماد

ایمان معمار

زیست آنلاین: مجموعه سخنان متاقض مسئولین بعد از آن چه موافقت عیسی کلانتری با پروژه انتقال آب خزر به کویر مرکزی توصیف شده است، متضمن یک نتیجه گیری مهم است: ناکارآمدی نظام بوروکراسی کنونی کشور در حوزه محیط زیست و به خصوص آب.

 گویا هیچ کسی به جز عیسی کلانتری حاضر نیست مسئولیت این امر را قبول کند. وزارت نیرو و  اداره منابع طبیعی یا با پروزه مخالفند یا معتقدند هنوز اتفاق خاصی صورت نگرفته و دلیلی برنگرانی محیط زیست گرایان نیست.


اگرچه توصیف جنسیت زده ای است اما نتوانستم اصطلاح دیگری برای آن بیابم . آب مثل عروس هزارداماد است؛  آقابالاسرهای بیشمار که با بکدیگر رقابت و تعارض ذاتی دارند و طبیعتا نمی توانند سازوکار مشخصی برای تصمیم گیری درباره بدیهی ترین حقوق عروس را تعریف کنند.

در گذشته و درباره پروژه های اینچنینی دیگر  این اتفاق بارها تکرار شده که از اداره آب و فاضلاب شهر تا دفتر فرمانداری و امام جمعه و  سازمان محیط زیست و وزارت نیرو و منابع طبیعی و شهرداری و ...همه و همه درباره یک پروژه آبی اظهار نظر کرده اند. اما آیا این فی نفسه می تواند مسئله ساز باشد؟ مسلما خیر! 
آب دارای ابعاد سیاسی/اجتماعی/فرهنگی/ اقتصادی/محیط زیستی است که طبیعتا همه متولیان مرتبط با این حوزه ها نه تنها حق  اظهار نظر دارند که به آن مکلف اند. اما به شرطها و شروطها:

اولین شرط اینکه  اظهار نظر دهها  نهاد و مقام مربوطه پیرامون مسئله آب، مستند به یک گزارش مطالعاتی در دسترس و شفاف باشد نه منویات قلبی و قلیان های احساسی که گاهی در اثر خودبزرگ بینی حضرات، دیدگاه کارشناسی تصور می شود. 

دوم اینکه قدر مسلم هیچ پروژه ای نه در حوزه آب و نه در هیچ حوزه دیگری نیست که بتواند تمامی منافع ذی نفعان را تامین کند، پس بهتر است قبل از اینکه  پروژه این چنینی تعریف شود ابتدا "فهرست ذی نفعان" تهیه و برای اقناع، مشارکت و تامین منافع آنان رایزنی های لارم صورت بگیرد و سپس سازوکار لازم برای اتخاذ سیاستی که ضامن تامین "حداکثر منافعِ حداکثر ذی نفعان" باشد، پیش بینی گردد تا شاهد این همه اظهارات متناقض از سوی تصمیم گیران نباشیم. و تازه اگر اصولا چنین چیزی متصور باشد چراکه ایجاد چنین مکانیسمی  برای همه پروژه ها ممکن نیست زیرا گستره ذی نفعان در پروژه ای مثل انتقال آب خزر به سمنان آن قدر وسیع و متنوع است که منافع آنان با هم تعارض ذاتی دارد. جانوران کوچک دریای خزر، قارچ های جنگل های هیرکانی ، ماهیگیران خزری، صنعتگران و کشاورزان سمنانی، کرم های خاکی، جنگل های هیرکانی به مثابه یک اکوسیستم زنده، دریای خزر به مثابه یک اکوسیستم زنده و صدهاهزار موجود جاندار و غیرجاندار دیگر ذی نفعان این پروژه را تشکیل می دهند که امکان ندارد برای آنان به اصولی همچون "متوسط  یا حداکثر تامین منافع" قائل بود. در این صورت سوال اساسی پیش می آید و آن اینکه در چنین وضعیت پیچیده ای، و هنگامی که دهها راه حل جایگزین وجود دارد اساسا چرا باید به انجام آن اصرار ورزید؟


اخبار مرتبط
همرسانی
لینک کوتاه:



برچسب ها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.